خشونت چیست؟

دانلود فیلم و سریال دانلود فیلم و سریال


تعريف خشونت
 معمولاً خشونت با مفهوم پرخاشگري به كار برده مي شود و در تعريف پرخاشگري آمده است اعمال خصمانه اي كه از روي عمد صورت مي گيرد و به افراد و اشياء آسيب مي رساند. در تعريفي ديگر خشونت پديده جديدي نيست اما به علت بعد گسترده آن به تازگي مورد بررسي قرار گرفته است و اين بررسي ها نشان داده كه خشونت در درون خانواده از دو جهت تأثيرگذار است: شخصي و اجتماعي. در جنبه شخصي، قرباني خشونت آسيب بدني مي بيند، تحقير مي شود. شخص خشونت ديده اگر كودك باشد، تا آخر عمر بقاياي آثار خشونت با او همراه است.
 از بعد اجتماعي نيز خشونتهاي خانوادگي نوعي بي اعتمادي نسبت به افراد به وجود مي آورد. به طور كلي خشونت پديده اي است كه به مذهب ، به طبقه اجتماعي و سطح سواد كمتر ارتباط دارد. تظاهرات خشونتي با شرايط اجتماعي كه روز به روز رو به خشونت مي رود، نمود پيدا مي كند.
 آسيب شناسان و جامعه شناسان اجتماعي عمده اختلافات خانوادگي را حول محور مسائل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ناموسي تقسيم مي كنند.


 ختلافات
 اختلافات ناموسي نشأت گرفته از خشونتهاي خانوادگي در جوامع شرقي و سنتي از لحاظ فرهنگي نمود بيشتري دارد. به طوري كه دلايل عمده قتلهاي ناموسي را تعصب، انگيزه انتقام شخصي، حسادت، شكاك بودن، ذهنيت بسته، وجود شخص ثالث، رهايي از دست شريك زندگي كه حكم مانع را دارد و از بين رفتن آبرو تشكيل مي دهد. ناگفته نماند كه اختلافات ناموسي كه منجر به قتل مي گردد بيشتر توسط مردان صورت مي گيرد، در مورد زنان كمتر ديده شده زني به تنهايي و بدون همكاري شخصي ديگر اقدام به قتل كرده باشد.
 در بسياري از مواقع، موانع حقوقي مثل عدم جدايي زن از مرد، سپردن حضانت فرزندان به مرد، اخلاق بد شوهر و ... از عواملي است كه زن را به سوي ارتكاب جرم سوق مي دهد.
 دكتر شهلا اعزازي، معتقد است كه زنان بسيار متحمل هستند و بسياري از آنان خشونت پذيرند. چون در جامعه پذيري طولاني خودشان خشونت نسبت به مادر و ... را ديده اند. ولي وقتي حامي پيدا كنند اعم از پدر، برادر يا مردي ديگر مرتكب اعمالي مي شوند كه منجر به حق خواهي آنها مي گردد. چون به صورت هنجار يا ناهنجار(قتل، طلاق) اين امر نشانگر آن است كه زن واقعاً به پشتيباني قانوني، اجتماعي و حقوقي... نياز دارد. به طوري كه اگر اين كمك به جاي يك فرد از طرف اجتماع باشد، زندگي زيبايي به او هديه مي شود ، شهلا اعزازي معتقد است وجود مكانهاي امن براي زنان تحت ستم از بسياري عواقب وخيم خشونتهاي خانوادگي جلوگيري مي كند.

شونت و هزاره سوم
 افكار عمومي بايد بپذيرند كه در قرن ۲۱ ديگر خشونت جايز نيست و بشر به مرحله اي از تكامل و پيشرفت رسيده كه اين پيشرفتها جهاني شده است. به طوري كه امروزه در جامعه به جايي رسيده ايم كه دولتها در واقع دولتهاي زورگو نيستند. دولتهاي رفاه اجتماعي و مردم سالارند.
 دولت امروز خود را موظف كرده كه از حقوق شهروندان دفاع كند. در محيط خانوادگي نيز ديگر نمي توان گفت «چهار ديواري اختياري» و خانواده محيطي است خصوصي و هيچ كس حق دخالت ندارد زيرا يك تعامل ميان دولت و مردم به وجود آمده است.
 مدرسه رفتن و واكسن زدن به بچه ها، كنترل تعداد فرزندان و ... بايد بپذيريم كه خشونت در خانواده يك مسأله خصوصي نيست. وقتي پدر يا مادري فرزندش را كتك مي زند اثرات سوء اين حركت در نسل بعد باقي مي ماند و مسأله گردش خشونت مطرح مي شود. چه كودك خود قرباني پرخاشگري و خشونت باشد و چه شاهد خشونت به ساير افراد خانواده. اين گردش خشونت از نسلي به نسل ديگر ادامه خواهد داشت و به اين ترتيب پاياني براي خشونت وجود ندارد. براي جلوگيري از خشونت در هزاره سوم به يك عامل قدرتمند به عنوان دولت قانونمند نياز است كه در يك محدوده خصوصي كه خانواده است براي جلوگيري از تبعات ويرانگر خشونت دخالت كند.

 


 خانواده اساسي ترين نهادي است كه به اعضاي خود احساس امنيت و آرامش مي دهد و مهمترين فضاي ارضاي نيازهاي طبيعي و جنسي انسانها است. اين نهاد طي هزاران سال پايدارترين و مؤثرترين وسيله حفظ ويژگي هاي فرهنگي و عامل انتقال آنها به نسل هاي بعدي بوده است. اما وجود خشونت در خانواده اضطراب و ناامني را گسترش مي دهد كه پيامد آن بيماريهاي روان تني، گسترش پديده قتلهاي خانوادگي، همسركشي و كودك آزاري است. كارشناسان اجتماعي معتقدند خشونت در خانواده ، نشان رشد خشونت در سطح جامعه است.
 صفحات حوادث روزنامه ها، هفته نامه ها و اخبار راديو و تلويزيون منعكس كننده صور مختلف پرخاشگري و خشونت هستند كه بيشترين مخاطب را نيز دارند . اين گونه رفتارها چنان روبه رشد است كه گويي در جان جامعه جاي گرفته و بخشي از رفتارهاي معمولي افراد شده است. هر روز با انواع خشونت و پرخاشگري از قبيل قتل هاي خانوادگي، آدم ربايي، نوزاد دزدي، نزاعهاي خياباني و ... مواجه هستيم. در اين مقاله سعي شده به سؤالاتي از اين قبيل پاسخ داده شود.
 اين كه واقعاً خشونت و پرخاشگري چه مفهومي دارد؟ انواع آن كدام است؟ به چه علت يا عللي از افراد در جامعه سر مي زند؟ خشونت با انسان متولد مي شود يا معلول محيط و يادگيري هاي اجتماعي است؟
 اختلافات خانوادگي
 فقر فرهنگي يكي از عواملي است كه خانواده و اعضاي آن را تهديد مي كند. آگاهي نداشتن از قوانين و حقوق رايج جامعه كه منجر به اين مي شود فرد دست به عملي زند و تصور كند كه مي تواند از آن رهايي يابد. اگر چه بعضاً افرادي نيز يافت مي شوند كه علي رغم آگاه بودن از نتيجه اعمالشان به خاطر جهالت و فقر فرهنگي مرتكب اعمال خلاف مي شوند.
 «مانع شوهرم بود. ۱۵ سال اعتيادش جانم را به لبم رسانده بود. قرار گذاشتيم بكشيمش و بعد برويم خارج. اما حالا... در انتظار قصاص هستم.»
 گذار از سنت به مدرنيته هميشه عواقب و تبعات خودش را دارد. عواقبي كه با ناهنجاري هاي اجتماعي نمود پيدا مي كند و شايد از بستر خانواده شروع و تا آنجا پيش رود كه همه مرزها را در هم شكند و نهاد خانواده را نيز به زير سؤال برد.
 «اختلاف فرهنگي داشتيم. حرف هم را نمي فهميديم. با زن ديگري آشنا شدم خيلي خوب مرا مي فهميد. نمي توانستم با او ازدواج كنم. مخارج دو خانواده را هم نداشتم. نقشه كشيدم كه زنم را به ساختمان بلندي ببرم و بگويم كه اينجا را مي پسندي برايت اجاره كنم؟ همانطور كه كنارش راه مي رفتم. هولش دادم. افتاد پايين روي ايوان طبقه پاييني ولي نمرد ؛از دستم شكايت كرد و... »
 ختلافات اقتصادي
 با نگاهي به پرونده هاي خشونتهاي خانوادگي مي توان يك نقطه مشترك را مشاهده كرد. عامل اقتصادي كه در حال حاضر از علل مهم خشونت و پرخاشگري در خانواده است. والدين كه براي تأمين مخارج خود بعضا در دو شيفت كار مي كنند و هرگز نمي توانند آرام و خونسرد، مهربان و صميمي باشند و كارشناسان مسائل اجتماعي بيكاري را نيز جز اولين و مهمترين آسيبهاي اجتماعي كشور عنوان مي كنند كه خود عامل اصلي پرخاشگري نيز محسوب مي شود.
 «ىاز اداره كه مي آمدم با ماشينم مسافركشي مي كردم. زنم با قرص اعصاب زندگي مي كرد. چون هر روز با صاحب خانه وهزاران گير و گرفتاري روبرو بود. يه شب كه بچه سه ماهه خيلي گريه كرد و نتونستم آرامش كنم و مادرش هم كه بيدار نشد عصبي شدم، متكا را گذاشتم روي صورت بچه و نگه داشتم. ديگه گريه نكرد. »
 از آنجايي كه ريشه همه آسيبهاي اجتماعي را بايد در خانواده جست وجو كرد با نگاهي به پرونده هاي خشونت خانوادگي مي توان به يك نقطه مشترك رسيد. نقطه اي كه از زبان بيشتر متهمان (عاملان خشونت) شنيده مي شود.
 اختلافات اجتماعي
 خانواده، جامعه و فرد يك مثلث را تشكيل مي دهند كه اختلالات رفتاري در بين هر كدام از ضلعها سبب ايجاد مشكلات متعدد مي شود. در هر حال نبايد از نظر دور داشت كه« اعتياد »يكي از عوامل خشونت زا در بستر خانواده است. بطوري كه موادمخدر جزو شايعترين ناهنجاريها محسوب مي شود. فرد معتاد به ندرت مي تواند پيوندهاي مستحكم عاطفي، وفاداري و تعهد داشته باشد و ارتكاب جرايم معتادان به علت ضعف روابط انساني هر روز بيشتر مي شود و امنيت خانواده و جامعه را به خطر مي اندازد.«پسري مادرش را به علت ندادن پول براي خريد مواد كشت .»
 خشونتهاي خانوادگي نوعي بي اعتمادي نسب به افراد در انسان به وجود مي آورد و فرد پرخاشگر و خشن هرگز نمي تواند مورد اعتماد جامعه باشد. در بسياري از موارد نيز كسي كه در كاري شكست مي خورد و يا به اصطلاح سرخورده مي شود و يا در محل كار خود توبيخ مي شود نمي تواند به خاستگاه ناكامي و شكست خود پرخاشگري كرده و خشونت روا بدارد، از اين رو خشونت را به اطرافيان خود روا مي دارد.
 به تعريفي ديگر پرخاشگري و خشونت با ناكامي جابه جا مي شود و شخص به جاي علت واقعي و خاستگاه اصلي به خاستگاه ديگري حمله ور مي شود.


مشخصات

  • منبع: http://khoshonate96.blogfa.com/post/4
  • کلمات کلیدی: خشونت ,خانواده ,اجتماعي ,جامعه ,پرخاشگري ,خانوادگي ,خشونتهاي خانوادگي ,بستر خانواده ,براي جلوگيري ,نقطه مشترك ,آسيبهاي اجتماعي
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها